تبليغاتX
سلام به عشقم - بارون می اومد...........

سلام به عشقم

بارون می اومد...........

بارون می اومد...........

دلم گرفته بود رفتم زير بارون........

صورتمو گرفتم به طرف اسمون داد زدم گفتم خدايا مگه من چی کار

کردم؟؟؟؟؟؟

خدايا به همين بارون قسمت ميدم يا اين چيز هارو تموم کن يا منو

راحت کن......

زدم زير گريه...

صورتم خيس شد اما از بارون چشمام....

يادم اومد يه روزی اينو بهم گفتی هر وقت بارون اومد بدون دارم

پشت ابرا گريه ميکنم...

صدات زدم اما کسی جوابمو نداد زدم زير گريه....

بهم گفتی اگه وقتی بارون می آد ارزو کنی بر اورده ميشه...

منم از ته دل ارزو کردم که......

+ نوشته شده در  چهاردهم بهمن 1384ساعت 17:48  توسط تنها  |