از خوشی به خوبی
خوشی می گوید: ولش کن. خسته ای. راحت باش. به تو چه.
خوبی می گوید: بلند شو، احترام کن. ناتوان است.
۱ـ می نشینی و اعتناء نمی کنی. اما هنوز درگیری.
۲ـ همین که بلند میشوی، راحت می شوی، و کسی که نمی بینیش به تو تبریک می گوید.
آنکه هبوط کرده و مسافر نیست، انگیزه ای برای خوبی نمی شناسد. او در تمنای خوشی و آسایش است. راه نمی خواهد و صراطی نمی جوید.اما آنکه خود را مهمان خاک می داند و مسافر . ناچار در پی صراط است .این راه از پیش ساخته و مهیا نیست، هر کس، صراط خویش را می جوید و می سازد. ...و صراط مستقیم، راهی است که خوبی ها،چاله های خوشی آنرا پر و هموار کرده باشد.
ـــ لن تنالواالبر حتی تنفقوا مما تحبون ـــ هرگز به خوبی ها نخواهید رسید ،مگر از خوشی ها بگذرید.
آل عمران ـ آیه ۹۲
