خدایا! به من زیستنی عطا
کن که بر بی ثمری لحظه ای که
بر من گذشته حسرت نخورم و مردنی
عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار
نباشم.
یادش گرامی
۲۹ خرداد سالروز شهادتش را یاد کنیم.
+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 20:30  توسط تنها
|
کاشکي در کوچه هاي کودکي گم مي شدم
هم صداي قاصدک هاي تکلم مي شدم
مي نشستم زير آواز سپيد چلچله
بار ديگر خيس باران ترنّم مي شدم
زندگي را مي دويدم تا فراسوي اميد
تا که در چشم تماشا يک توهّم مي شدم
آرزو مي چيدم از رنگين کمان شاپرک
ناگهان در جنگل پروانه ها گم مي شدم
مي تکاندم غم غبار اشک را از چشم دل
مهربان ، همبازي عشق و تبسم مي شدم
کوچ مي کردم ازين تنهايي خاکستري
بي ريا همسايه ي لبخند مردم مي شدم
کودکي آن سوي حسرت چشم در راه من است
کاشکي در کوچه هاي کودکي گم مي شدم
+ نوشته شده در شانزدهم خرداد 1385ساعت 0:17  توسط تنها
|