و
نه در ماندن
چه بگویم سخت است. نه حرکت خواهم کرد. نه سکون خواهم ماند
چه بگویم سخنی نیست .
آخر خبری نیست
عده ای رفته عدهای بازگشته
آخر
چه کنم
بروم یا .... که بمانم
می دانم جستن، یافتن است
می دانم
به دنبال رویایم
به دنبال نشانه می روم
و در لحظات ناب آفرینش سیر می کنم
لحظاتی که فقط برای من رویا می آورد
رویای درون عجیب دردناک است
جه کنم دیگر مرا رها نمی کند .
خواستم نگویم / ننویسم
اما نشد این دل نمی گذارد
پس نه می روم و نه می مانم
نه این طور هم نمی شود
پس آهسته میروم و چشم به راه تو می نشینم
و بلند می گویم تو را من چشم در راهم .... شباهنگام
آری
تا همگان صدای مرا بشنوند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه گوشه میخوام برم مثل بچه کوچیکا بشینم .
انقد گریه کنم تا چشمام باد کنه .
اخرشم تا تو رو بهم ندن اروم نشم .
وقتی به تو رسیدم اروم مثل همون بچه کوچیکا به خواب برم .
اما برای همیشه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
